close
خرید vpn

مرجع کد و آموزش

کد هر 24ساعت یک بار پاپ آپ نیو تب باز میکند

دعای برای گوشت حلال
loading...

تارنمای 19 بهمن

نقل است که یک روز جماعتی با او می رفتند . به حصاری رسیدند . در پیش حصار بسیار هیزم بود. گفتند : امشب اینجا باشیم که هیزم بسیار است تا آتش کنیم .…

نقل است که یک روز جماعتی با او می رفتند . به حصاری رسیدند . در پیش حصار بسیار هیزم بود. گفتند : امشب اینجا باشیم که هیزم بسیار است تا آتش کنیم . آتش برافروختند و به روشنایی آتش نشستند . هر کسی نان تهی می خوردند ، و ابراهیم در نماز ایستاد . یکی گفت : کاشکی مرا گوشت حلال بودی تا بر این آتش بریان کردمی.

ادامه داستان دعای درخواست گوشت حلال

 

 

 

برچسب ها داستان های اولیا خدا , داستان های ابراهیم بن ادهم , ابراهیم ادهم , داستان دادن گوشت حلال به اولیای الهی , داستان دادن به اولیای الهی , داستان دادن به اولیای خدا , داستان دادن غذا به اولیای خدا

درباره داستان اولیا ,
Admin بازدید : 1089 دوشنبه 06 شهريور 1391 زمان : 2:0 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 383
  • کل نظرات : 294
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 2300
  • آی پی امروز : 190
  • آی پی دیروز : 260
  • بازدید امروز : 842
  • باردید دیروز : 1,574
  • گوگل امروز : 120
  • گوگل دیروز : 189
  • بازدید هفته : 6,907
  • بازدید ماه : 2,416
  • بازدید سال : 485,188
  • بازدید کلی : 2,431,945
  • کدهای اختصاصی