close
تبلیغات در اینترنت
ابراهیم ادهم
loading...

تارنمای 19 بهمن

نقل است که یک روز جماعتی با او می رفتند . به حصاری رسیدند . در پیش حصار بسیار هیزم بود. گفتند : امشب اینجا باشیم که هیزم بسیار است تا آتش کنیم .…

 نقل است که ابراهیم ادهم با بزرگی بر سر کوهی نشسته بود ، و سخن می گفت . این بزرگ از او پرسید : نشان آن مرد که به کمال رسیده بود چیست ؟

ادامه داستان نشانه ی مردی که به کمال رسیده باشد

 

 

 

 

 لینک مرتبط :

 

 

 

 

Admin بازدید : 2573 دوشنبه 06 شهريور 1391 زمان : 3:43 نظرات ()

نقل است که ابراهیم گفت : شبها فرصت می جستم تا کعبه را خالی یابم از طواف ، و حاجتی خواهم . هیچ فرصت نمی یافتم ، تا شبی

ادامه داستان ماجرای ابراهیم ادهم و کعبه

 

 

 لینک مرتبط :

 

 

Admin بازدید : 1841 دوشنبه 06 شهريور 1391 زمان : 2:34 نظرات ()

نقل است که یک روز جماعتی با او می رفتند . به حصاری رسیدند . در پیش حصار بسیار هیزم بود. گفتند : امشب اینجا باشیم که هیزم بسیار است تا آتش کنیم . آتش برافروختند و به روشنایی آتش نشستند . هر کسی نان تهی می خوردند ، و ابراهیم در نماز ایستاد . یکی گفت : کاشکی مرا گوشت حلال بودی تا بر این آتش بریان کردمی.

ادامه داستان دعای درخواست گوشت حلال

 

 

لینک مرتبط :

 

Admin بازدید : 1159 دوشنبه 06 شهريور 1391 زمان : 2:0 نظرات ()

تعداد صفحات : 3

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 383
  • کل نظرات : 295
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 2319
  • آی پی امروز : 46
  • آی پی دیروز : 214
  • بازدید امروز : 453
  • باردید دیروز : 1,461
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 120
  • بازدید هفته : 1,914
  • بازدید ماه : 37,862
  • بازدید سال : 94,898
  • بازدید کلی : 2,573,152
  • کدهای اختصاصی