close
تبلیغات در اینترنت
حکایت از خود بی خود شدن داود طائی
loading...

تارنمای 19 بهمن

نقل است که شبی مهتاب بود ، بر بام آمد و در آسمان نگریست ، و در ملکوت تفکر می کرد و می گریست تا بیخود شد و بر بام همسایه افتاد . همسایه پنداشت که…

Admin بازدید : 621 یکشنبه 05 شهريور 1391 نظرات ()

نقل است که شبی مهتاب بود ، بر بام آمد و در آسمان نگریست ، و در ملکوت تفکر می کرد و می گریست تا بیخود شد و بر بام همسایه افتاد . همسایه پنداشت که .... ادامه حکایت از خود بی خود شدن اولیای خدا

 

 

 

لینک مرتبط :

 

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 386
  • کل نظرات : 295
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 2330
  • آی پی امروز : 126
  • آی پی دیروز : 166
  • بازدید امروز : 1,243
  • باردید دیروز : 2,787
  • گوگل امروز : 37
  • گوگل دیروز : 57
  • بازدید هفته : 9,180
  • بازدید ماه : 47,218
  • بازدید سال : 388,234
  • بازدید کلی : 2,866,488
  • کدهای اختصاصی