close
خرید vpn

مرجع کد و آموزش

کد هر 24ساعت یک بار پاپ آپ نیو تب باز میکند

داستان اولیا خدا در اصفهان
loading...

تارنمای 19 بهمن

حاج میرزا محمد صادق خاتون آبادی می گوید :یک شب جمعه ، به اتفاق مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به قبرستان معروف تخت پولاد اصفهان رفتیم و در تکیه…

حاج میرزا محمد صادق خاتون آبادی می گوید :
یک شب جمعه ، به اتفاق مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به قبرستان معروف تخت پولاد اصفهان رفتیم و در تکیه ی مادر شاهزاده ، بیتوته داشتیم. اندکی قبل از طلوع فجر ، به من فرمودند : "من از تکیه خارج می شوم ، ولی تو ، تا من نیامده ام ، از اینجا بیرون مرو."

اما پس از مدتی وسوسه شدم که بدنبال حاج شیخ بیرون روم. چون از تکیه خارج شدم ، آن بزرگوار را دیدم که به نماز ایستاده است و صفوف بسیاری از سپیدپوشان با ایشان نماز می گذارند.

با دیدن این منظره ، از خود بیخود شدم و از حال رفتم . تا آنکه حاج شیخ را دیدم ، که بر بالینم آمده و می فرمایند : مگر نگفتم که از جای خود بیرون نروی ؟!

 

ادامه مطلب اقتدا ملائکه به یک ولیّ خدا

 

 

لینک مرتبط :

داستان های کرامات اولیا خدا

 

 

Admin بازدید : 1889 شنبه 04 شهريور 1391 زمان : 1:28 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 383
  • کل نظرات : 294
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 2300
  • آی پی امروز : 190
  • آی پی دیروز : 260
  • بازدید امروز : 837
  • باردید دیروز : 1,574
  • گوگل امروز : 120
  • گوگل دیروز : 189
  • بازدید هفته : 6,902
  • بازدید ماه : 2,411
  • بازدید سال : 485,183
  • بازدید کلی : 2,431,940
  • کدهای اختصاصی