close
تبلیغات در اینترنت
داستان روی آب راه رفتن
loading...

تارنمای 19 بهمن

نقل است که حسن به جایی خواست رفت . بر لب دجله آمد و با خود چیزی می اندیشید که حبیب در رسید . گفت : یا امام ! به چه ایستاده ای ؟گفت : به جایی خواهم…

Admin بازدید : 2727 دوشنبه 06 شهريور 1391 نظرات ()

نقل است که حسن به جایی خواست رفت . بر لب دجله آمد و با خود چیزی می اندیشید که حبیب در رسید . گفت : یا امام ! به چه ایستاده ای ؟
گفت : به جایی خواهم رفت . کشتی دیر می آید.

ادامه داستان روی آب رفتن حبیب عجمی

 

 

 

 

 

 لینک مرتبط :

 

 

 

 

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 386
  • کل نظرات : 295
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 2340
  • آی پی امروز : 27
  • آی پی دیروز : 143
  • بازدید امروز : 412
  • باردید دیروز : 1,526
  • گوگل امروز : 4
  • گوگل دیروز : 84
  • بازدید هفته : 4,904
  • بازدید ماه : 38,446
  • بازدید سال : 489,181
  • بازدید کلی : 2,967,435
  • کدهای اختصاصی