close
خرید vpn

مرجع کد و آموزش

کد هر 24ساعت یک بار پاپ آپ نیو تب باز میکند

داستان شیخ رجبعلی خیاط
loading...

تارنمای 19 بهمن

 

در سفر به مشهد هنگامی که شیخ رجبعلی خیاط در صحن حرم مطهر امام رضا علیه السلام بود جوانی را می بیند که در کنار پنجره فولاد به گریه و زاری ، امام رضا علیه السلام را به حق مادرش قسم می دهد و دعا می کند و چیزی می خواهد. شیخ رجبعلی به یکی از همراهان می گوید برو به جوان بگو درست شد برو . آن جوان هم می رود.

 

از شیخ می پرسند : جریان چه بود ؟

ادامه داستان شیخ رجبعلی رساننده پیام امام رضا علیه السلام به جوان خواهان ازدواج

 

 

 

 

برچسب ها داستان های اولیا خدا , داستان های معاصر , داستان های شیخ رجبعلی خیاط , شیخ رجبعلی خیاط , داستان ازوداج , داستان زن گرفتن , داستان شیخ رجبعلی خیاط , داستان کمک کردن اولیای خدا به مردم , داستان توسل به امام رضا , داستان مشکل ازدواج ,

 

Admin بازدید : 7105 شنبه 06 آبان 1391 زمان : 17:42 نظرات ()

شیخ رجبعلی همراه عده ای در حیاط منزل یکی از دوستان نشسته بود. در آن جمع یک صاحب منصب دولتی هم حضور داشت که به دلیل بیماری ، پایش را دراز کرده بود.
افسر رو به جناب شیخ کرد و اظهار داشت که مدتی است گرفتار این درد پا شده و داروهای گوناگون هم کارساز نبوده است.

ادامه داستان شیخ رجبعلی خیاط و خبردادن از غیب


Admin بازدید : 5959 سه شنبه 28 شهريور 1391 زمان : 22:36 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 383
  • کل نظرات : 294
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 2301
  • آی پی امروز : 124
  • آی پی دیروز : 275
  • بازدید امروز : 844
  • باردید دیروز : 1,714
  • گوگل امروز : 80
  • گوگل دیروز : 172
  • بازدید هفته : 4,060
  • بازدید ماه : 9,601
  • بازدید سال : 492,373
  • بازدید کلی : 2,439,130
  • کدهای اختصاصی