close
تبلیغات در اینترنت
داستان محمد باقر قزوینی
loading...

تارنمای 19 بهمن

مرحوم سید محمد باقر قزوینی سوار بر کشتی می آمد که ناگهان باد سختی شروع به وزیدن کرد و حرکت های شدید کشتی ، همه مسافران را ترساند.از میان مسافران…

Admin بازدید : 4175 سه شنبه 18 مهر 1391 نظرات ()

مرحوم سید محمد باقر قزوینی سوار بر کشتی می آمد که ناگهان باد سختی شروع به وزیدن کرد و حرکت های شدید کشتی ، همه مسافران را ترساند.
از میان مسافران یک نفر بود که بیش از همه می ترسید و می گریست. و فریاد می زد و به امیرالمومنین علیه السلام استغاثه می کرد ، ولی مرحوم سید مثل کوهی آرام نشسته بود . آن مرحوم وقتی شدت ترس و جزع آن فرد را دید فرمود : ادامه داستان باد و طوفان مطیع امر یک ولی خدا

 

 

لینک مرتبط :

 

 


تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 383
  • کل نظرات : 295
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 2324
  • آی پی امروز : 51
  • آی پی دیروز : 161
  • بازدید امروز : 461
  • باردید دیروز : 1,602
  • گوگل امروز : 6
  • گوگل دیروز : 50
  • بازدید هفته : 40,355
  • بازدید ماه : 116,636
  • بازدید سال : 273,946
  • بازدید کلی : 2,752,200
  • کدهای اختصاصی