close
تبلیغات در اینترنت
داستان محمد باقر قزوینی
loading...

تارنمای 19 بهمن

مرحوم سید محمد باقر قزوینی سوار بر کشتی می آمد که ناگهان باد سختی شروع به وزیدن کرد و حرکت های شدید کشتی ، همه مسافران را ترساند.از میان مسافران…

Admin بازدید : 4209 سه شنبه 18 مهر 1391 نظرات ()

مرحوم سید محمد باقر قزوینی سوار بر کشتی می آمد که ناگهان باد سختی شروع به وزیدن کرد و حرکت های شدید کشتی ، همه مسافران را ترساند.
از میان مسافران یک نفر بود که بیش از همه می ترسید و می گریست. و فریاد می زد و به امیرالمومنین علیه السلام استغاثه می کرد ، ولی مرحوم سید مثل کوهی آرام نشسته بود . آن مرحوم وقتی شدت ترس و جزع آن فرد را دید فرمود : ادامه داستان باد و طوفان مطیع امر یک ولی خدا

 

 

لینک مرتبط :

 

 


تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 386
  • کل نظرات : 295
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 2330
  • آی پی امروز : 127
  • آی پی دیروز : 188
  • بازدید امروز : 1,283
  • باردید دیروز : 1,983
  • گوگل امروز : 51
  • گوگل دیروز : 63
  • بازدید هفته : 11,203
  • بازدید ماه : 49,241
  • بازدید سال : 390,257
  • بازدید کلی : 2,868,511
  • کدهای اختصاصی