close
تبلیغات در اینترنت
داستان ناجوانمردی
loading...

تارنمای 19 بهمن

نقل است که یکبار به غزا رفته بود . با کافری جنگ می کرد. وفت نماز آمد از کافر مهلت خواست و نماز کرد . چون وقت نماز کافر آمد ، مهلت خواست تا نماز…

نقل است که یکبار به غزا رفته بود . با کافری جنگ می کرد. وفت نماز آمد از کافر مهلت خواست و نماز کرد . چون وقت نماز کافر آمد ، مهلت خواست تا نماز کند . چون روی به بست آورد عبدالله گفت : این ساعت بر وی ظفر یافتم.
با تیغ کشیده به سر او رفت تا او را بکشد. آوازی شنید که : یا عبدالله ! اوفوبالعهد ان العهد کان مسولا . از وفای عهد خواهند پرسید.
 ادامه داستان مسلمان شدن کافر در جنگ

 

 

لینک مرتبط :

 

Admin بازدید : 739 یکشنبه 05 شهريور 1391 زمان : 22:27 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 383
  • کل نظرات : 295
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 2319
  • آی پی امروز : 114
  • آی پی دیروز : 189
  • بازدید امروز : 585
  • باردید دیروز : 1,202
  • گوگل امروز : 49
  • گوگل دیروز : 105
  • بازدید هفته : 8,317
  • بازدید ماه : 35,439
  • بازدید سال : 92,475
  • بازدید کلی : 2,570,729
  • کدهای اختصاصی