close
خرید vpn

مرجع کد و آموزش

کد هر 24ساعت یک بار پاپ آپ نیو تب باز میکند

داستان ناجوانمردی
loading...

تارنمای 19 بهمن

نقل است که یکبار به غزا رفته بود . با کافری جنگ می کرد. وفت نماز آمد از کافر مهلت خواست و نماز کرد . چون وقت نماز کافر آمد ، مهلت خواست تا نماز…

نقل است که یکبار به غزا رفته بود . با کافری جنگ می کرد. وفت نماز آمد از کافر مهلت خواست و نماز کرد . چون وقت نماز کافر آمد ، مهلت خواست تا نماز کند . چون روی به بست آورد عبدالله گفت : این ساعت بر وی ظفر یافتم.
با تیغ کشیده به سر او رفت تا او را بکشد. آوازی شنید که : یا عبدالله ! اوفوبالعهد ان العهد کان مسولا . از وفای عهد خواهند پرسید.
عبدالله بگریست . کافر سربرداشت . عبدالله را دید با تیغی کشیده و گریان . گفت : تو را چه افتاد؟
عبدالله حال بگفت که از برای تو با من عتابی چنین رفت.
کافر نعره بزد . گفت : ناجوانمردی بود که در چنین خدای عاصی و طاغی بود که با دوست از برای دشمن عتاب کند.
در حال مسلمان شد و عزیزی گشت در راه دین


 

Admin بازدید : 695 یکشنبه 05 شهريور 1391 زمان : 22:27 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    آمار سایت
  • کل مطالب : 383
  • کل نظرات : 294
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 2301
  • آی پی امروز : 232
  • آی پی دیروز : 247
  • بازدید امروز : 1,141
  • باردید دیروز : 1,678
  • گوگل امروز : 126
  • گوگل دیروز : 129
  • بازدید هفته : 9,127
  • بازدید ماه : 14,668
  • بازدید سال : 497,440
  • بازدید کلی : 2,444,197
  • کدهای اختصاصی