close
تبلیغات در اینترنت
داستان ناجوانمردی
loading...

تارنمای 19 بهمن

نقل است که یکبار به غزا رفته بود . با کافری جنگ می کرد. وفت نماز آمد از کافر مهلت خواست و نماز کرد . چون وقت نماز کافر آمد ، مهلت خواست تا نماز…

Admin بازدید : 809 یکشنبه 05 شهريور 1391 نظرات ()

نقل است که یکبار به غزا رفته بود . با کافری جنگ می کرد. وفت نماز آمد از کافر مهلت خواست و نماز کرد . چون وقت نماز کافر آمد ، مهلت خواست تا نماز کند . چون روی به بست آورد عبدالله گفت : این ساعت بر وی ظفر یافتم.
با تیغ کشیده به سر او رفت تا او را بکشد. آوازی شنید که : یا عبدالله ! اوفوبالعهد ان العهد کان مسولا . از وفای عهد خواهند پرسید.
 ادامه داستان مسلمان شدن کافر در جنگ

 

 

لینک مرتبط :

 

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 386
  • کل نظرات : 295
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 2338
  • آی پی امروز : 45
  • آی پی دیروز : 130
  • بازدید امروز : 692
  • باردید دیروز : 1,206
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 55
  • بازدید هفته : 4,735
  • بازدید ماه : 27,544
  • بازدید سال : 478,279
  • بازدید کلی : 2,956,533
  • کدهای اختصاصی